آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان فریاد مرورم کن خط به خط از نو...
خواب دیدم باران آمد... و کوچه ی مست از بوی خاک باران خورده ، سکوتش را نعره کشید... و من پای برهنه در مستی کوچه دویدم ... و یکی صدایم کرد ... و صدایش دلم را لرزاند ... و دیدم که به دستم چتری داد ... اما نیاز من چتر نبود ...
تب داشتم ... نظرات شما عزیزان: جمعه 5 خرداد 1391برچسب:, :: 22:13 :: نويسنده : خودم وغصه
![]() ![]() |